السيد الطباطبائي

153

نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )

بررسى : كاملًا واضح است كه حق با علامه طباطبائى است . هم خود احتمال درست نيست و هم هيچ دليلى نمى توان بر آن اقامه كرد . زيرا : 1 - چنين سخنى لازم گرفته كه يكى از راه هاى علم به « واقع « 1 » » براى ائمّه ( ع ) قرعه باشد . 2 - خود قرعه دليل فقدان علم است . 3 - هيچ دليلى ( از قرآن ، سنّت و عقل ) نداريم كه محصول قرعه ، علم باشد . 4 - راه قرعه مىتواند از خصوصيات فردى كه مسئله را نمى داند ، باشد و به وسيله قرعه بن بست را باز كند ، نه از خصوصيات ائمّه ( ع ) . 5 - شگفت اين كه در بيان مرحوم مجلسى ، ابتدا « عدم علم » بر ائمّه ( ع ) اثبات مىشود ، سپس قرعه وسيله اى براى علم قلمداد مى گردد . 6 - مى فرمايد « قرع آنان هرگز خطا نمى كند » . اگر خداوند مقرّر فرموده كه قرعه آنان خطا نكند ، چرا مقرّر نفرموده كه بدون قرعه ( كه ابزار غير دانايان است ) علم آن مسئله را به آنان بدهد ؟ علامه طباطبائى تنها به احتمال دوم علامه مجلسى ايراد گرفته و آن را ردّ كرده است . بايد گفت احتمال اول نيز درست نيست و با اصول اعتقادى ما سازگار نيست . و اين كه مجلسى مى فرمايد « مراد مشتبه شدنِ مورد است نه مشتبه شدن اصل حكم » ، چه فرق مىكند امام نسبت به مورد حكم ، فاقد علم باشد ، يا به اصل حكم . فقدان علم ، فقدان علم است خواه در اصل حكم و خواه در مورد حكم .

--> ( 1 ) - واقع در اصطلاح علم اصول فقه .